صغری خانم فداکار

       نوشته : مریم


           سرپرست وزارت آموزش و پرورش می گوید کتاب درسی دختران و پسران باید جدا بشود. البته اینکه چرا خداوند بزرگ برای دختران و پسران و مردان و زنان فقط یک کتاب فرستاده این خود از اسرار الهی است. و اسرار الهی را نه سرپرست وزارت آموزش و پرورش می داند و نه دختران و پسران.
احتمالا در کتاب درسی دختران داستان دهقان فداکار اینگونه خواهد شد:
«.... صغری خانم فداکار خیلی ناراحت شد . اول خواست پیراهنش را در بیاورد ببندد به چوبدستی و آتش بزند. بعد یادش آمد لخت می شود و اگر چشم نامحرم به او بیفتد خدا او را با چوبدستی اش در آتش جهنم می اندازد. بعد خواست چادرش را استفاده کند یاد موهایش افتاد. سپس متوجه شد لازم نیست مثل مردها به هر بهانه ای لخت بشود، او زن است و خدا به او عقل داده است. لذا نفت فانوسش را روی چوبدستی اش ریخت و آن را آتش زد و چون دویدن برای زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار رفت اما دیر شده بود و قطار با سنگ ها برخورد کرد و همه مسافرانش شهید شدند. انا لله و انا الیه راجعون.

----------------------

* در مورد این طرح حرف ها و حدیث های زیادی است . گرچه از قدیم گفته اند سنگ بزرگ علامت نزدن است و بیشتر این گونه طرح ها برای جلب افکار عمومی جامعه به ویژه آن بخش مذهبی و سنتی و به تعبیر روشن تر بخش آخوندی آن عنوان می شود . و گرنه هم دولت می داند چنین کاری نشدنی است و هم بقیه مسئولان . اما از آنجا که در میان مقامات دولتی فعلی نوابغ عجیب و غریبی یافت می شوند که یک روز کشف می کنند مارکوپولو جاسوس بوده است و یک روز می گویند غرامت جنگ جهانی دوم را باید بگیریم از این کارها عجیب نیست و شاید یک وقت تصمیم بگیرند چنین طرحی را اجرا کنند . به هرحال در مورد این دولت و کارهایش تنها راهی که باقی می ماند همان زهر خند است . خدا آخر و عاقبت ما و ملت ما را به خیر گرداند .